برگشت به دانشگاه علوم پزشکی زابل
   [صفحه اصلی ]     [ English ]  
بخش‌های اصلی
معاونت فرهنگی ودانشجویی::
دفتر معاونت ::
روابط عمومی::
آئین نامه ها::
مدیریت امور دانشجویی::
تغذیه::
امور اداری::
اداره رفاه::
امور خوابگاه ها::
مدیریت تعالی فرهنگی::
جشنواره فرهنگی هنری کشور::
واحد قرآن وعترت::
امور مالی::
امور فرهنگی وفوق برنامه::
امور تربیت بدنی::
کانون های و تشکل ها دانشجویی ::
شورای انضباطی::
اداره مشاوره::
خدمات اداری::
واحد بهداشت::
انفورماتیک ::
آموزش::
تقویم آموزشی دانشگاه::
حراست::
بسیج دانشجویی::
::
شماره پیامک معاونت

30004650405040

..
وبلاگ کارشناس فرهنگی دانشگاه

AWT IMAGE

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
portal

AWT IMAGE

..
:: پندآموز : شورای انضباطی دانشجویان دانشگاه ::

گوهرهای آسمانی (بهارعمر)

دفعات مشاهده: 606 بار   |   دفعات چاپ: 180 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
>
:: پندآموز : حجاب وعفاف ::

وقتی مروارید زیبایی هایت را به صدف حجاب و عفاف می سپاری، خدا تو را آبی می کند. آنقدر آبی که آسمان به تو رشک می برد.

AWT IMAGE

دفعات مشاهده: 685 بار   |   دفعات چاپ: 207 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
>
:: پندآموز : فضیلت ::

ماه «ذی الحجّه»، آخرین ماه «سال هجری قمری» است و ماهی است بسیار پربرکت. بزرگان دین هنگامی که این ماه وارد می شد، اهمّیّت ویژه ای به عبادت در آن می دادند. مخصوصاً در دهه اوّل این ماه.
 در بعضی از روایات آمده است، شب های دهگانه ای که قرآن در سوره «والفجر و لیال عشر» به آن سوگند یاد کرده است، شب های دهه اوّل این ماه شریف است و این سوگند به خاطر عظمت آن است.
خداوند در سوره حج (آیه 28) ضمن بیان فریضه بزرگ «حج» سخن از «أیّام مَعْلُومات» گفته است که مؤمنان باید در آن به یاد خدا باشند. یکی از تفسیرهای معروفِ «أیّام مَعْلُومات» که در روایات نیز آمده است، ده روز اوّل ماه ذی الحجّه است. بنابراین، هم شب های آن عزیز است و هم روزهای آن.
 در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می خوانیم که عبادت و کار نیک در هیچ ایّامی به اندازه این ایّام (ده روز اوّل ماه ذی الحجّه) فضیلت ندارد
 افزون بر اینها، هم صدا شدن با زوّار خانه خدا در این ماه، و یاد و خاطره مراسم باشکوه حج و معنویّت و برکات آن، حال و هوای دیگری به انسان می دهد; مخصوصاً برای کسانی که در سلک زوّار سعادتمند خانه خدا قرار گرفته اند، یا با یاد و خاطره آنها همراهند.
 وجود دو «عید» مهمّ اسلامی عید قربان (عید اضحی) و عید غدیر (عید ولایت) و روز «عرفه» و خاطره دعای عجیب و بسیار گرانبهای امام حسین(علیه السلام) در عرفات، شکوه و عظمت خاصّی به این ماه بخشیده، و سزاوار است همه مؤمنان (مخصوصاً جوانان پاکدل) از فضای آکنده از معنویّت این ماه غافل نشوند و در خودسازی و تهذیب نفس بکوشند که به پیشرفت های مهمّی نائل می شوند.
مرحوم آیت الله ملکی تبریزی در فضل این ماه (ذی الحجه) می‌نویسد:
این ماه بسیار مهم بوده و مراقبین در این منزل توقفگاه‌هایی دارند که به حکم بندگی و بجا آوردن حق مراقبت، واجب است که با غفلت وارد آن نشده و بدین ترتیب احترام آن را حفظ کنند.
در جای دیگر می‌نویسد: گرچه دوباره ماه رمضان وارد شده که بهترین ماه‌هاست و روزهای آن بهترین روزها و ساعت‌های آن بهترین ساعات است. ولی درباره بعضی از روزهای این ماه فضایلی بیش از ماه رمضان وارد شده است.

آن مرحوم به سالکان کوی دوست اهمیت این دهه را یادآور می‌شود و می‌گوید: از کارهای مهم اهل مراقبت، شناخت شرافت و فضل این منزل شریف و شناخت زمان‌های مذکور و فواید آن است.

همچنین به عاشقان راه معنویت این نکته را گوشزد می‌کند که یکی از این توقفگاه‌ها ده روز اول آن است و می‌نویسد: منظور از ایام معلومات در آیه: «وَاذْکُرُواْ اللهَ فِی أَیَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ» (بقره 203) (و خدا را در روزهای معین یاد کنند.) نیز همین است و «یاد» و «غفلت» با هم سازگاری ندارند. پس بپرهیز از این که در این ماه دل خود را به نجاسات آلوده نمایی، به خصوص با نافرمانی و معصیت.

وی در مورد عبارت ««وَاذْکُرُواْ اللهَ» که در این آیه به صورت مطلق آمده است، می‌فرماید: ذکر کامل که در آیه بالا آمده این است که با عقل، روح، دل و بدن در ذکر خدا باشی، زیرا هر کدام از آنها ذکر مخصوصی دارند. این فرصت را غنیمت شمار که خداوند به تو اجازه ذکر خود را داده است. در عقل خود این را از نعمت‌های بزرگی بدان که عمرت برای ادای شکر آن کافی نبوده، روحت را در مقام حضور حاضر کن که گویا حاضر در نشستگاه صدق نزد پادشاه مقتدر می‏باشد. با دل خود به بندگی او و شکر نعمت‏های بی‏منتهای او روی آور، و با تمام اعضای بدنت مشغول انجام عبادات و طاعات شو. اگر خدا را این گونه ذکر کردی، مژده بده که چنین ذکری، علامت این است که خداوند تو را در تمام وجودت و با تمام وجودت ذکر نموده و برای بار دوم بخاطر پاداش چنین ذکری، تو را در تمام این موارد ذکر خواهد نمود.

استاد عرفان امام خمینی، مرحوم ملکی توصیه‌هایی برای این دهه دارد که عبارتند از:
1. از نافرمانی و معصیت الهی پرهیز کن!

2. درباره روایتی که پیرامون فضیلت این روزها از پیامبر (ص) روایت شده است بیاندیش‏ آنجا که فرمودند: «روزهایی نیست که عمل صالح در آن محبوب‌تر باشد نزد خدای عزّ و جلّ از این ده روز ـ یعنی ده روز ذی الحجه ـ گفتند: ای رسول خدا حتی جهاد در راه خدا؟ فرمودند: حتی جهاد در راه خدا مگر فردی که با جان و مالش در راه خدا جهاد کرده و جان و مال خود را فدا نماید».

3. آمادگی کامل پیدا نموده و با تمامی نشاط و شوق و دعا و توسل به نگهبانان امت (اهل بیت علیهم‌السلام)، به خصوص در شب اول، وارد این میدان شو.

4. در تضرع خود به در کرم آنان (اهل بیت) بخواه که تو را در قصد، حزب، دعا، حمایت، ولایت، شفاعت و شیعیان خود وارد نموده، به درگاه خدای متعال برای توفیق، قبول، رضایت او از تو، تأیید، اصلاح و تمام خیرهای دینی و دنیوی و آخرتی برای تو و خانواده‏ات، برادران دینی، همسایگان و کسانی که حقی بگردن تو دارند، تضرع نمایند.

5. در هر شب از این دهه، بین نماز مغرب و عشا دو رکعت نماز بجا آور، و در هر رکعت آن سوره «فاتحه الکتاب» و «اخلاص» و این آیه را بخوان: «وَوَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاَثِینَ لَیْلَهً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً وَقَالَ مُوسَی لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ» ( اعراف 142 ) تا در ثواب با حاجی‌ها شریک شوی، گرچه حج نکرده باشی.

6. درباره روایت پیامبر اکرم (ص) که در آن شوق حضرت موسی (ع) به این وعده‏گاه را بیان نمودند، بیاندیش آنجا که فرمودند: «در چهل روز رفت و آمد خود بخاطر اشتیاقی که به دیدار خداوند داشت، نخورد، نیاشامید و نخوابید.»

7. از مهمترین اعمال این ماه، عمل به روایت زیر است: شیخ مفید از امام أبو جعفر علیه‌السّلام نقل کرده‏اند که فرمودند: خداوند توسط جبرئیل پنج هدیه در ده روز اول این ماه برای عیسی بن مریم علیه‌السّلام فرستاده و فرمود: عیسی! با این پنج دعا، دعا کن زیرا در روزهای ده‏گانه یعنی ده روز ذی حجه عبادتی محبوبتر از آن نزد خداوند نیست.
اول: «اشهد أن لا اله إلا الله وحده لا شریک له، له الملک وله الحمد بیده الخیر وهو علی کلّ شی‏ء قدیر.»
دوم: «اشهد أن لا اله إلا الله وحده لا شریک له، أحدا صمدا لم یتّخذ صاحبه ولا ولدا.»
سوم: «اشهد أن لا اله إلا الله وحده لا شریک له، أحدا صمدالم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا أحدا.»
چهارم: «اشهد أن لا اله إلا الله وحده لا شریک له، له الملک وله الحمد یحیی ویمیت وهو حیّ لا یموت بیده الخیر وهو علی کلّ شی‏ء قدیر.»
پنجم: «حسبی الله و فی سمع الله لمن دعا لیس وراء الله منتهی أشهد لله بما دعا و أنّه بری‏ء ممّن تبرّأ وانّ لله الآخره والأولی.»

حواریون از عیسی(ع) پرسیدند: ای روح الله! کسی که این کلمات را بگوید چه پاداشی دارد؟ فرمود: کسی که صد بار، اولی را بگوید؛ زمینیان عملی بهتر از عمل او در آن روز ندارند و در روز قیامت خوبی‌های او از همه بندگان بیشتر خواهد بود و کسی که دومی را صد بار بگوید گویا تورات و انجیل را دوازده بار خوانده و پاداش آن را به دست آورده باشد. و کسی که صد بار، سومی را بگوید، خداوند بخاطر آن برای او 10‌هزار نیکی نوشته، 10هزار گناه او را پاک کرده، 10هزار درجه او را بالاتر برده و 70 هزار فرشته را که دست‌های خود را بلند کرده و بر کسی که آن را گفته است صلوات می‏فرستند، فرود می‏آورد. و کسی که یک‌صد بار، چهارمی را بگوید فرشته‏ای که با خدا ارتباط دارد او را می‏یابد آنگاه خداوند به گوینده آن با نگاه رحمت می‏نگرد. و کسی که خدا با نگاه رحمت به او بنگرد، بدبخت نخواهد شد. عیسی گفت: جبرییل ثواب پنجمی چیست؟
او گفت: این دعای من است و من اجازه ندارم آن را برای تو توضیح بدهم».

آیا این پاداش‌ها فقط برای خواندن این دعاهاست؟
مرحوم ملکی تبریزی در پاسخ می نویسد: روایت شده است «امام رضا (ع) در راه طوس فرمودند: کسی که ‏لا اله الا الله ‏بگوید، بهشت برای او خواهد بود. آنگاه فرمود: به شرط آن و شرایط آن و من یکی از شرایط آن می‏باشم».

بنابراین، این دعاها نیز شرایطی دارد و از شرایط قطعی آن این است که گوینده حتما معتقد به آنچه می‏گوید، باشد. و من معنی این کلمات را می‏گویم، ببین معتقد به آن می‏باشی یا نه؟

معنی «اله»، «پناه بردن» می‏باشد؛ بنابراین «اله» به معنی پناه است. معنی «شهاده» نیز حاضر شدن است، بنابراین معنی «اشهد ان‏لا اله الا الله» این است که من شاهدم که پناهی در وجود (عالم هستی)، جز خدا نیست. «له الملک وله الحمد» یعنی کسی مالک چیزی نیست جز خدا. خیر، نعمت و فضیلتی نیست مگر برای خدا و در خدا و یعنی تمامی عالم ملک خدا بوده و هیچکس خیر و فایده‏ای ندارد مگر خدا.
بنا بر این کسی که اعتقاد دارد که پناهی جز خدا نیست چگونه در کارهای خود به غیر خدا پناه برده و به خداوند پناه نمی‏برد؟ کسی که در کارهای مهم یا دیگر کارهای دنیوی پدر خود را پناهگاه دانسته و به مال دنیا بیشتر اعتماد داشته و دلش با آن بیشتر آرامش می‏یابد تا با وعده‏های خدا در کتابش، در حالی که خداوند وعده‏های خود را با سوگند نیز تأکید نموده است، چگونه می‏تواند ادعا کند که پناهی جز خدا سراغ ندارم. کسی که اعتقاد دارد تمامی دارائی‌ها از آن خداست، چرا بدون اجازه او در آن دخل و تصرف می‏کند. و چرا توقع دارد دیگران آن را به او بدهند؟ کسی که معتقد است تمام نیرو، توانایی، عزت و قدرت از آن خداست چرا انتظار دارد دیگران نیازهای او را برآورند. چرا از دیگران می‏ترسد؟ و چرا بخاطر رضایت کسی بر خلاف رضایت خدا عمل می‏کند؟

عارف کامل آیت‌الله ملکی تبریزی ادامه می‌دهد: اگر به او امیدوار بودی، در پی رضایت او حرکت کرده و از خشم او می‏گریختی. زیرا امید و آرزو دو عمل قلبی هستند که از سه چیز سرچشمه می‏گیرند، آگاهی از توانایی، آگاهی از کرم و آگاهی از عنایت. آنگاه که این سه در قلب به وجود آمدند انسان در دل توقع برخورداری از کرم و خیر را پیدا می‏کند، که این توقع امید نامیده می‏شود.

و کسی که از قادری انتظار عنایت داشته و توقع کرم او را داشته باشد، مراقب او بوده، در مقابل او تواضع می‏کند. و به اندازه‏ای که امید افزون شده و کسی که به او امیدوار شده بزرگتر باشد ـ به خصوص اگر امیدهای او فراوان و غیر قابل شمارش بوده و امیدوار برای وجود، بقا، سلامتی و تمام امور زندگیش به بعضی از چیزهایی که امید بسته نیازمند باشد ـ مراقبت، تملق، تواضع و تلاش برای بدست آوردن رضایت او و گریز از خشم او بیشتر می‏شود. سرشت انسان چنین بوده و بنده نعمت‌ها می‏باشد. همانگونه که همیشه مردم در مقابل ثروتمندان و بخشندگانی که به آنها امیدوار باشند، این گونه هستند. خلاصه اگر انسان به قدرت، کرم و عنایت شخصی یقین پیدا کند، فطرتاً برای او تواضع نموده و در حال اختیار از او نافرمانی نمی‏کند. بنابراین مخالفت با خدای متعال بخاطر ضعف ایمان و فقدان یقین است.
بنابراین به این نتیجه می‏رسیم که کسی که با دستورات خدا مخالفت می‏کند، امیدوار نیست و کسی که امیدوار نباشد، اگر در چهار دعای اول بگوید پناهی جز خدا نبوده و دارایی و خیر منحصر در خدا بوده و دیگران فاقد آن هستند، راستگو نخواهد بود.

با این مقدمات، به راحتی می‏توانی پاداشهایی را که در روایت قبل برای این دعاها بود، باور کنی. و نیز می‏فهمی که پاداش به اندازه ایمان به آن دعاها و بوجود آوردن مضامین آن است. و یقین پیدا می‏کنی که منظور از آن، هر خواندنی نیست.

عارف واصل آیت‌الله ملکی تبریزی وجه دیگری نیز برای این دعاها یاد آور می‌شود و می‌نویسد: این دعاها جهت دیگری نیز دارد که عبارت است از خواندن آن با حضور قلب و قصد کردن معانی آن. بنابراین کسی که از معنا و حتی لفظ آن غافل است چگونه خود را مشمول این روایت می‏داند؟ و از این جهت که ذکر خدا و دعا می‏باشد، نمی‏گویند: دعا خوانده و دعا کرده است بلکه می‏گویند: الفاظ دعا را تلفظ کرده است. دعا شکل و روحی دارد شکل آن عبارت است از الفاظ که با زبان به وجود می‏آید و روح آن معانی آن است که عملی قلبی است و به وسیله قلب بوجود می‌آید. بنابراین کسی که قلبش غافل از دعا و الفاظی است که تلفظ می‏کند، دعایش بی‏روح و مرده است.

9. از مهمترین کارهایی که در این دهه وارد شده، ده ذکر «لا اله الا الله» است که در هر روز ده بار گفته می‏شود و اول آن چنین است: «لا اله الا الله عدد اللیالی» که ثواب زیادی در روایات برای این عمل ذکر شده است.
(لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ اللَّیَالِی وَ الدُّهُورِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ الْبُحُورِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ رَحْمَتُهُ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ‏ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الشَّوْکِ وَ الشَّجَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الْحَجَرِ وَ الْمَدَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ الْعُیُونِ‏ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ فِی اللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَ (فِی) الصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ‏ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عَدَدَ الرِّیَاحِ فِی الْبَرَارِی وَ الصُّخُورِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ مِنَ الْیَوْمِ إِلَی یَوْمِ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ )

استاد اخلاق امام خمینی (ره) درباره یکی از فرازهای این ذکر توضیحاتی می‌دهد. از جمله می‌نویسد: در جمله سوم گفت: «لا اله الا اللّه ورحمته خیر مما یجمعون»، (خدایی نیست جز خدای یکتا و رحمت او بهتر از آنچه جمع می‏کنند، می‏باشد). منظور از آنچه جمع می‏کنند؛ همان اموال دنیا می‏باشد که نزد خدا حقیر، و حتی دشمنِ خدا می‏باشد.

چرا اموال دنیا نزد خداوند حقیر است؟
مرحوم ملکی تبریزی پاسخ می‌گوید: به جهت این که با مشغول کردن بندگان او مانع می‏شود که آنان به ذکر، اندیشه و عبادت او پرداخته و بدین ترتیب راه رسیدن به قرب و کرامت او را بر آنان سد می‏کند. به همین خاطر به جای این که بگوید: "لا اله الا اللّه ‏بتعداد اموال مردم " با کلامی به همین مطلب اشاره کرد که در آن کلام به علت حقارت و انتخاب این لفظ به جای آن لفظ، اشاره شده است. زیرا رحمت خداوند بهتر از اموال دنیا می‏باشد، یعنی آخرت بهتر از دنیا و خداوند بهتر و ماندنی‌تر است. و انسان باید از این تغییر اسلوب به این مطالب پی‏ببرد.

 آنگاه که این مطلب را درک کرد، باید کمتر غم و غصه دنیا را خورده و بداند اندوه فراوان دنیا در قلب باعث می‏شود شرفی را که قلب در نزد خداوند دارد، از دست بدهد.
مرحوم ملکی تبریزی با این بیان روشن می‌سازد که دنیایی مذموم است که مانع رسیدن انسان به کمال حقیقی‌اش شود یعنی اگر انسان به دنیا لحاظ استقلالی قائل شود و تمام تلاش و کوشش خود را صرف رسیدن به دنیا بکند ضرر غیر قابل جبرانی می‌بیند اما اگر دنیا مقدمه و پلی برای آخرت و مزرعه آخرتش باشد علاوه بر اینکه مذموم نیست بلکه بسیار پسندیده نیز خواهد بود.

10. از مهمترین کارها روزه 9 روز اول این دهه، بخصوص روز نخست آن است. روایت شده است که روزه روز اول آن برابر با روزه 80 ماه و روزه 9 روز برابر با روزه روزگار می‏باشد و روزه روز ترویه (هشتم ذی الحجه) کفاره 60 سال است.

11. پرداختن به اعمال شب و روز عرفه و عید قربان که در کتب ادعیه موجود است. (که بحث مستقلی می‌طلبد)

منبع اصلی: کتاب المراقبات میرزا آقا جواد ملکی تبریزی

دفعات مشاهده: 1171 بار   |   دفعات چاپ: 488 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
>
:: پندآموز : شعر ::

ای عفو تو شامل گناهان

ای عفو تو شامل گناهان
کوی تو پناه بی پناهان

بر خسته دلان شفای دردی
محروم نکرده دردمندی

باز است درت بر آزمندان
ای عشق دل نیازمندان

جز تو که نظر به حال ما کرد
یا گوش بر این مقال ما کرد

بخشنده هر گناهی ای دوست
بر گم شدگان پناهی ای دوست

ای راز دل شکسته من
ای مرهم قلب خسته من

ای مونس من انیس جانم
ای یار و رفیق در نهانم

ای راه مرا چراغ روشن
آب و گل من زتست گلشن

امید منی به هر دو عالم
دورم منما زخویش یک دم

بنگر ز گنه چه تیره روزم
چون شمع به درگهت بسوزم

باشد که نظر کنی به حالم
بخشی به عنایتت کمالم

یادی زغریب بی نوا کن
از لطف, تو درد من دوا کن

مسکین به در تو دردمند است
دل خسته و زار و مستمند است

دفعات مشاهده: 1188 بار   |   دفعات چاپ: 374 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر
>
:: پندآموز : پندآموز ::

دوستی

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!

دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست...

دفعات مشاهده: 1211 بار   |   دفعات چاپ: 437 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 28 بار   |   0 نظر
>
معاونت دانشجویی و فرهنگی danesh
تمامی حقوق معنوی این صفحات و پایگاه متعلق به معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی زابل می باشد
Persian site map - English site map - Created in 0.225 seconds with 1099 queries by AWT YEKTAWEB 3174