برگشت به دانشگاه علوم پزشکی زابل
   [صفحه اصلی ]     [ English ]  
بخش‌های اصلی
معاونت فرهنگی ودانشجویی::
دفتر معاونت ::
روابط عمومی::
آئین نامه ها::
مدیریت امور دانشجویی::
تغذیه::
امور اداری::
اداره رفاه::
امور خوابگاه ها::
مدیریت تعالی فرهنگی::
جشنواره فرهنگی هنری کشور::
واحد قرآن وعترت::
امور مالی::
امور فرهنگی وفوق برنامه::
امور تربیت بدنی::
کانون های و تشکل ها دانشجویی ::
شورای انضباطی::
اداره مشاوره::
خدمات اداری::
واحد بهداشت::
انفورماتیک ::
آموزش::
تقویم آموزشی دانشگاه::
حراست::
بسیج دانشجویی::
::
شماره پیامک معاونت

30004650405040

..
وبلاگ کارشناس فرهنگی دانشگاه

AWT IMAGE

..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
portal

AWT IMAGE

..
:: داستانک : داستانک روز ::
 | تاریخ ارسال: 1392/1/6 | 

در روزگاری کهن پیرمردی روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند :عجب شانس بدی آوردی که اسب فرار کرد !

روستا زاده پیر در جواب گفت :از کجا می‌دانید که این از خوش شانسی من بوده یا بد شانسی ام ؟

و همسایه‌ها با تعجب گفتند ؟ خب معلومه که این از بد شانسی است !

هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت .

این بار همسایه‌ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند : عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت همراه بیست اسب دیگر به خانه برگشت .

پیرمرد بار دیگر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟

فردای آنروز پسر پیرمرد حین سواری در میان اسبهای وحشی زمین خورد و پایش شکست.همسایه‌ها بار دیگر آمدند :عجب شانس بدی .

کشاورز پیر گفت : از کجا میدانید که از خوش شانسی من بوده یا از بدشانسی ام ؟

چند تا از همسایه‌ها با عصبانیت گفتند : خوب معلومه که از بد شانسی تو بوده پیرمرد ...!

چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدن و تمام جوانان سالم را برای جنگ در

سرزمین دور دستی با خود بردند . پسر کشاورزپیر بخاطر پای شکسته اش از اعزام معاف شد .

همسایه‌ها برای تبریک به خانه پیرمرد آمدند :عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد و کشاورز پیر گفت : (( از کجا میدانید که ….؟ ))

نتیجه :همیشه زمان ثابت می‌کند که بسیاری از رویدادها را که بدبیاری و مسائل لاینحل زندگی خود می‌پنداشته صلاح و خیرمان بوده و آ ن مسائل ، نعمات و فرصتهای بوده که زندگی به ما اهدا کرده است.چه بسا چیزی را شما دوست ندارید و درحقیقت خیرشما در ان بوده وچه بسا چیزی را دوست داریدو در واقع برای شما شر است خداوند داناست و شما نمیدانید.

  
تسهیلات مطلب
سایر مطالب این بخش سایر مطالب این بخش
نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
ارسال به دوستان ارسال به دوستان


کد امنیتی را در کادر بنویسید >
::
دفعات مشاهده: 1560 بار   |   دفعات چاپ: 548 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 65 بار   |   0 نظر
معاونت دانشجویی و فرهنگی danesh
تمامی حقوق معنوی این صفحات و پایگاه متعلق به معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی زابل می باشد
Persian site map - English site map - Created in 0.2 seconds with 937 queries by AWT YEKTAWEB 3174